عبد الجليل قزوينى رازى
مقدمهء مصحح 5
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
هانرى كربن فرانسوى رئيس انستيتوى ايران و فرانسه در طهران ، كه از موضوع باخبر شده بودند نزد من آمدند و در ضمن مصاحبه پيشنهاد كردند كه اگر موافقت شود اين كتاب در جزء انتشارات انستيتوى ايران و فرانسه بخرج دولت فرانسه در پاريس چاپ شود ، و اضافه كردند كه براى احتراز از وقوع اغلاط چاپى در قراردادى كه منعقد خواهد شد متعهّد خواهم شد كه نمونهء اوراق چاپى را از پاريس بازآوريم و پس از تصحيح و كسب اجازهء چاپ از شما باز بپاريس بفرستيم تا اقدام بچاپ نمايند . و همچنين در ساير مسائل مربوطه بامر چاپ و تجليد و انتخاب كاغذ و حروف با دقّت تمام ساعى و كوشا خواهيم شد . امّا من بنابر ترديدى كه داشتم ، پاسخ را در ردّ و قبول اين پيشنهاد ببعد موكول كردم و از راه مشورت پيش مرحوم قزوينى رفتم و موضوع را با او در ميان نهادم . آن مرحوم به هيچ وجه مصلحت ندانستند و فرمودند كه : اين كتاب چهرهء مذهبى دارد ، پاى معارضهء سنّى و شيعى در ميان است . مؤلف آن كه يك عالم شيعى است در مقام ردّ تهمتهائى است كه يك عالم سنّى مذهب بجهل بآئين تشيّع وارد مىكند ، با اين وصف اگر در پاريس و يا در ديگر شهرهاى بلاد فرنگ بچاپ برسد و انتشار يابد ناچار رنگ سياست به خود خواهد گرفت و من يسمع يخل . بديهى است كه در اين صورت در انظار مردم ، كمعيار و بىمقدار خواهد شد و از ارزش و اعتبار واقعى آن خواهد كاست ، هنوز در مملكت ما اشخاصى هستند كه نشر و اشاعهء اين قبيل آثار را از فرايض و وظايف حتميّهء خود مىدانند و از بذل مساعدت به هيچ وجه فروگذار نيستند و هرگونه امداد و يارى را از جان و دل پذيرا هستند ، شما را چه شده كه به اين پيشنهادات با آن همه تكلّفات روى موافقت نشان دهيد ! آن مرحوم در انكار اين امر بحدّى اصرار فرمودند كه من از گفتهء خود پشيمان و بسيار شرمنده و خجل شدم و در ملاقات بعدى بمرحوم كماليان پاسخ منفى داده مشغول كار خود شدم . هنوز اقدام بچاپ كتاب نشده بود كه مرحوم قزوينى بيمار شد و اين بيمارى ادامه پيدا كرد تا منتهى بمرگ آن يكتاى زمانه گرديد و آن گوهر تابنده كه